۵. یا مُقیم
بسم الله الرحمن الرحیم
از ریشه ق و م
اسم فاعل باب افعال أقام یقوم إقامة
این نام الهی در قرآن کریم برای خدای متعال استعمال نشدهاست.
المنجد برای این ریشه، ۶ معنای اصلی بیان کرده است. (باز هم رجوع به منابع اصلی را توصیه میکنم.)
اقامه یعنی تمام چیزی را به ظهور و بروز کامل رساندن.
و خدای متعال مقیم است. مقیمبودنش محدود به یکی دو چیز نیست.
شاید بتوان گفت مقیم یعنی خدایی که همه چیز را به کمال میرساند. خودش فرموده مقیم است. بعد غصه چه بخوریم وقتی خدای مقیم هست و قرار است تا ابدیت باشد.
مقیم فی مکان را تعریف کردهاند: حضور در مکانی به تمامه و وطن قراردادن ان مکان.
خدای ما مقیم است. العیاذبالله خلق نکرده و بعد بنشیند یک گوشه...
هست
باور میکنیم؟
و مگر نه این است که باریتعالی، همهجا اوست و همه چیز اوست.
و فقط از ما خواسته یک چیز را مقیم باشیم:
مقیمین الصلوة باشیم. اقامه نماز فقط نماز خواندن نیست.
یعنی تمام نماز رو ظهور و بروز برسانی.
تک تک اجزایش را کامل اجرا کنی و نه تنها اجرا کنی که بست و گسترش بدهی و استمرار در این امر مهم هست.
خدای متعال برای عذاب و نعیم هم وصف مقیم آورده.
قوم، قیامت، قائم، قیام، قم، استقامت، مستقیم، قیم، مقام، تقویم با مقیم، همریشهاند.
مقیم برای قوم، دین قیم فرستاد تا صراط مستقیم را بروند. مقیمین الصلوه شوند، قیام لله کنند و اقامه عدل سازند و روزی قائمش ظهور میکند.
سرانجام در قیامت، کافرین و مشرکین در عذاب مقیم فرو روند و آنانی که در راه خدا جهاد کردند در نعیم مقیم متنعم شوند.
الحمدلله رب العالمین
پ.ن:
یا کریم را دیروز فرصت نشد در وبلاگ بگذارم. پست قبلی را هم اگر فرصتی شد، بخوانید.
۴. یا کریم
بسم الله الرحمن الرحیم
از ریشه ک ر م، بر وزن صفت مبالغه.
در ترجمهاش نکات عجیبی گفته شدهاست. بروید سراغ قرآن نور، بخش توصیف واژگان.
یک تعبیرش این است: جمیع انچه مورد ستایش قرار میگیرد و جز محقق نمیشود مگر در خدای متعال.
آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری! به اتم و اکمل
خدای متعال برای خودش در قرآن کریم، یک بار وصف کریم را آورده، آن هم با نام مبارک ربّ.
کی به ربّ خواهم رسید؟
یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ
آدمیزاد! چی داشتی که فکر کردی میتونی بهش مغرور بشی، اونم جلوی خدایی که همه چیتمومه!
جایی هم در وصف عرش میفرماید: اللَّهُ لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ
این همان عرش است که فرمود الرحمن علی العرش استوی یادتان هست؟
ترجمه کریم را تا بحال بزرگواری و ارزشمندی دیدهایم. اگر بخشندگی باشد، یعنی بخشندگی با عزت و احترام است. به قول دوستی آدم حسابمان میکنند.
کریم برای وصف چیزهای دیگری هم بکار رفته است:
▪️رسول کریم، هم برای حضرت موسی آمده و هم رسول خاتم
▪️قرآن کریم
▪️رزق کریم از آن مؤمنون حقا هست و برای رزق دنیا است.
▪️و آخرتش میشود أجر کریم
مشخصا چند جا قید شده أجر آنان که صدقه میدهد، قرض میدهد، کریم است.
▪️و بهشت میشود مدخلا کریما
▪️و آیه ۲۳ سوره اسراء، برای یک امر دیگر استعمال کردهاست: قولا کریما برای پدر و مادری که نزد ما به سن پیری رسیدند... قولتان کریم باشد.
یعنی همه ویژگیهای مثبت کلام، در کلامتان باشد.
▪️چند باری هم تذکر داده که اولم یروا الی الارض کم آنبتنا فیها من کل زوج کریم.
زوج کریم گیاهان، به چه روییدنیها اشاره دارد که میشوند زوج کریم؟؟
▪️از مقام کریم هم میگوید که از فرعونیان گرفت و به بنیاسرائیل داد
▪️چند جا هم از قول بندگان، کریم را آورده:
- وقتی زنان مصر حضرت یوسف را میبینند و او را ملک کریم میخوانند.
- یا وقتی ملکه سبا، از نامه حضرت سلیمان به عنوان کتاب کریم یاد میکند.
▪️جایی هم در حال عذاب گناهکاران در دوزخ به آنها گفته میشود: ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ...
یعنی تو دنیا فکر میکردی خیلی آدم بودی!
▪️و در توصیف سایه موجود در دوزخ، لابارد و لاکریم استفاده شده... ترجمه خودمانی: هیچی نداره!
رب کریم، بر عرش کریم است؛ قرآن کریم را به لسان رسول کریم برایمان فرستادهاست و در زمین زوج کریم رویانیده است.
هر کس مؤمن حقیقی شود، رزق کریم دارد و قیامت، از مدخلا کریما وارد میشود تا اجر کریم شاملش شود.
*
هر نام را که مینگرم، حس میکنم همان نام، تمام عالم امکان را در برگرفتهاست.
حالا فقط کمی توحید صفاتی را میفهمم. حتی نگاه عمیق نمیخواهد، اگر در عالم امکان، کریمی بود برایمان کافی است تا خیالمان تختِ تختِ تختِ تختِ باشد.
و اتفاقی نیست که روز چهارم که قرار بود نام مبارک کریم را بر قلبم بگذارم، در محضر رب الکریم، در کنار مضجع نورانی کسی که تجلی زمینی این صفت است،
کریمه اهلبیت، از ثمرات رمضان کریم، رزقی کریم بگیرم.
پ.ن:
۱- دیر شد چون حلاوت نام کریم انقدر بود که نتوانستم کلمات را مرتب کنم.
۲- مختصر هم ظاهراً نمیشود. و این دریافت اول است فقط... و با فهمیدن بعضی نکات، صورتم خیس میشود.
۳- حالا میفهمم وقتی درباره أسماء امامان معصوم فرمودند: فما أحلی أسمائکم
حلاوت در مراتب بالاتر از آن اسماء الهی است... و خدای من! چقدر اسمهایت شیرین است.
۴- با نوشتن این متنها، دارم ظلم میکنم. چون دریافتهایم را مینویسم و راه دریافتهای شما را شاید ببندم.
پس تصمیم گرفتم. اول صبح، فقط نام الهی را بگذارم با یک نکته (تلاش میکنم، از یک نکته بیشتر نشود :)) بقیهاش را بگذارم آخر شب و همان پست را ویرایش کنم.
به نظر بهتر است و همه بزرگواران، بیشتر میتوانند تامل کنند. قطعاً هر کسی دریافت خودش را خواهد داشت.
پیشنهاد میکنم لااقل برنامه قرآن نور را داشته باشید. هم جستجویش خوب است، هم ترجمه و توصیفش...
۵- اگر نکتهای بود، در خدمتم. اگر شیرینی دریافتتان از نام الهی را هم درمیان بگذارید، خوشحالم میکنید.❤️
والعاقبة للمتقین
۳. یا رحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سومین نام
معرفه عَلَم
صفت مبالغه، کسی که خیلی رحم دارد.خیلی؛ مبالغه به اعتبار ما زمینیها، شده است اسم مبالغه؛
به اعتبار حضرت حق، یعنی بینهایت، در فکر، ذکر و توان ما نگنجد.
و خدای متعال، رحیم است.
رحیم صفتی است که معمولاً با صفت دیگری در قرآن حکیم امده است
الرحمن الرحیم
التواب الرحیم
الروؤف الرحیم
غفور رحیم
بعد همهچیز، مکرر رحیم بودن را تأکید میکنند.
یک جایی هم فرموده: ان الله کان بکم رحیما
وقتی دو امر میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ
إِنَّ اللهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً
مال حرام نخور، خودکشی نکن!
میترسی کم بیاوری که کلاه میگذاری
یا در زندگی کم آوردی، میخواهی خودکشی کنی!!!!
لطیفش کنیم: مگر من، بینهایت مهربان نیستم که از کمبود مال، و کماوردن، گناه میخواهی بکنی، نکن!! اصلاً رحیم را هم نشناسید.
این صفت عظیم را نکره میآورد.
اصلاً نکره باشد. ندانید عمق رحمتش چقدر است. اما همینقدر که بفهمید رحیم هست، کافی نیست؟!
از ابتدای آیه، خدای متعال، مستقیم دارد با مؤمنین حرف میزند و اخرش نمیگوید من!
نمیفرماید: أنّا کنّا بکم رحیما یا شبیه آن
میفرماید: انالله کان بکم رحیما
خدایی که میشناسید، به شما رحیم است.
برای تقریب به ذهن زمینیمان.
مادری از بچهاش ناراضی است، تنهایی کاری کرده و خراب شده و دارد توبیخش میکند.
آخر حرفش، پشتش را به بچهاش میکند و همینجور که میرود میگوید: مگه مامانت نبود! یعنی چرا نیامدی پیش خودم!
پشتش را میکند، یا جای دیگری را نگاه میکند. نمیخواهد خجالت را توی چشمام عزیزدلش ببیند.
ولی اگر صورتش را برگرداند، صورتش خیس است. بیشتر غصه میخورد.
*
چرا برای فهمیدن خدای متعال، باید تصورم زمینی شود؟
خدای رحیم خودت ببخش... که همان ظلوما جهولا هستم.
همان که حتی برای فهم بهشتت، میفرمایی: مثل الجنة... مثال بهشت... شما بهشت را نمیفهمید... حالا مثال میزنم.
از خودتان یاد گرفتم...
*
نامم را گذاشتم کاف، اول قصدم این بود که حرف اول وبلاگ را بگذارم، همینجوری...
بعد یکدفعه آیهاش در ذهنم روشن شد:
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ...
خدای متعال با همان الله روز اول، برایم ثابت کرد کافی است و کاف شدم.
چه بینهایتی است اسماءالله❤️ حتی خود کلمه بینهایت، کماست برای فهم. حالا کمی بیشتر میفهمم چرا حضرت مادر، انتهای دعای قشنگ حریق (تعقیب نمازصبح ایشان. صحیفه فاطمیه) این آیه را به زبان جاری میکنند:
لااله الا انت سبحانک انی کنت منالظالمین
پ.ن:
(میدانم طولانیشد، ولی ممنون میشوم بخوانید.)
1. قصدم اینبود برای دل خودم مینویسم. این دو روز تا آمدم غصه بخورم، نکتهای از اسم روز، در ذهنم جوانهزد و حلاوتش همه وجودم را گرفت.
دیشب موقعی که چشمانم داشت میرفت، رسیدم به سوره الرحمن که میشود عروس قرآن
خدای متعال باز با رحمانیتش، عتاب میکند، سؤال میکند، نه یک بار، دو بار، سهبار...
اما یکبار هم نمیگوید الله یا اله... میفرمایند: ربکما! (واژه رب را بگذاریم سر جایش که رسیدیم...)
یعنی وقتی بخواهد کل جن و انس را هم مؤاخذه کند، باز الرحمن و رب است.
قهار، جبار، متکبر نیست.
2. تلاش میکنم کمتر دریافتهای بعدی را بنویسم. نه که خداینکرده تکبری باشد، این دو روز پر از ذوق شدهام.
اما میخواهم اینجا فقط تذکر و ذکر باشد که هر کسی خودش بیشتر فکر کند.
صبح نام الهی را بگذاریم گوشه ذهنمان. شاید فکر کنیم یک چراغ کوچک است، اما همه وجودمان را روشن میکند.
3. تا ابد، مدیون معلمهای خوب زبان عربیام هستم.
هر چند مکالمه نیاموختم، اما شیرینی صرف و نحو عربی، آنقدر وجودم را گرفته که در هر اسمی خودش را بروز میدهد.
دیروز فهمیدم یا رحمنُ در دعای جوشنکبیر به صورت منادای معرفه عَلَم آمده، فقط یک رحمان داریم، بقیه معرفه علم نیستند.
حالا چرا در قرآنش میفرمایید الرحمنُ، باز جای تأمل دارد.
شاید چون قرآن حکیم، هدیللناس است و ناس هر چند الله را میشناسد، اما از بقیه صفات باخبر نیست و میشود الرّحمنُ.
یعنی رحمانها هستند، این رحمن.
و دعای جوشنکبیر برای رسولخاتم نازل شده و میدانند یا رحمن است، بدون الف و لام تعریف... فقط یک رحمان.
4. باز طولانی شد.
بزرگواران
که به دعوتم آمدید، خوشحالم از حضورتان اصلا همین حضورتان هست که ترغیبم میکند به نوشتن.
اما اگر روزی از حرفهایم خسته شدید، چرند نوشتم، کار مهمتری پیش آمد، بدون عذرخواهی و خجالت و... بروید، به سلامت.
نیازی نیست لطفکنید و پیام بدهید خوب مینویسی، اما فرصت نیست و شده عذابوجدان و...
دارم تلاش میکنم ناراحت نشوم.😁
اینها همه از باب ذکر است، میخواهم کنار شما، یادم بماند خدایم از همهچیز و همه کس بزرگتر، مهمتر است و شاید کمتر غصه دنیایش را بخورم
مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ همهاش بازی است، همهاش... اصلا کل دنیا، چیزی جز بازی نیست.
جدی نگیرم! جدی نگیرم که حرص بخورم، ناراحتشوم، غصه بخورم.
دیدهاید وسط بازی یکی ناگهان عصبانی میشود و بازی را بهم میریزد. حرص میخوری مهرهات در خانه ۹۹ بود؟!
نه... چون بازی بود. (البته بعضیها به غایت غصه میخورند.)
پس چرا توی دنیا اینقدر حرص میخوریم و کیف نمیکنیم... بازیاست دیگر.
دوست داشتید بمانید❤️
دوست نداشتید یا وقت نبود، همینقدر که آمدید، دمتان گرم. دعای خیرم بدرقه راهتان❤️
فکر کردید کس دیگری میتواند استفاده کند، دعوتشکنید.
اینجا را وقف کردم برای خودش، هر چه هم خواستید بردارید و بدون نام و نشان هم منتشر کنید، حلال است.
والعاقبة للمتقین
۲. یا رحمن
رسمالخط عربیاش همین است و در زبان فارسی، رحمان هم نوشته میشود و هر دو صحیح است.
از ریشه ر ح م... صفتمشبهه. کسی که رحم میکند. میبخشد. ترجمهاش را شنیدهایم: بخشاینده
یک نکته از باب وَذَکِّرْ فَإِنَّ ٱلذِّکْرَىٰ تَنفَعُ ٱلْمُؤْمِنِینَ
یکی از مراتب توحید، توحید صفاتی است. یعنی همه اسما/صفات الهی، عین ذات هستند. ذات الهی مرکب نیست، واحد/احد/یگانه است.
تجزیه نمیشود که بخشی رحمانیت باشد، بخشی قهاریت و بخشی خلاقیت.
تکتک صفات، همه ذاتالهی را دربرگرفتهاست.
به تشبیه زمینی مثل منشور که هر بار از جهتی نگریسته میشود، اما یک شیء است.
رحمن
اولین صفتی است که بعد الله میآید و توصیهشده شروع هر کاری بلند بگوییم: بسمالله الرحمن الرحیم
غریب نامی است این نام بلند مرتبه
وقتی خدای متعال جلو جلاله و عظم شأنه اراده میکنند درباره قدرتشان حرف بزنند، میفرماید: ٱلرَّحمَٰنُ عَلَى ٱلعرشِ ٱستَوَىٰ
آیهای نشانگر استیلا،سلطه و عظمت الهی نسبت به مخلوقات
به نظر بیشتر به سیاق کلام نمیخورد که یکی از اسامی سنگین و وزین مثل عظیم، کبیر و... بکار میرفت؟!
اما فرمود: الرحمن...
یعنی خدای متعال با رحمانیتش استیلا دارد...
شاید بشود معنا کرد، کمی لطیف
خدا هوای همه را دارد.
خدای ما با مهرش، محبتش، بالاتر از آن رحمانیتش، هوای همهمان را دارد، از همه جهت، در همه حال...
حواسمان هست؟!
اضافهنوشت: مثل مادر
البته درستتر این است که بگوییم مادرها شبیه خدا میشوند.
۱. یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم
دنبال موضوع میگشتم برای نوشتن. انگار نوشتن از من جدا نمیشود. حتی وقتی الان دیگر برای جایی نمینویسم و همان ابباریکه هم قطعشد.
دوست داشتم چیزی بنویسم که ارزش خواندن داشته باشد و از جنس سواد نباشد. سیاهی نشود. سیاهیاش نماند.
کلی موضوع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... بود. یا مثل قدیم ملغمهای از هر همه را تحریر کنم.
تا رسیدم به یک کار خیر...
زندگی با اسماءالهی
اینکه هر روز با یکی از اسامی الهی در دعای عظیم جوشنکبیر زندگی کنیم. عزیزی از اول سال ۱۴۰۱ این تصمیم را گرفته بود و عجیب اثرش را در زندگی دیده است و تازه تمام کرده.
میخواهم شبیه او شوم.
انشاءالله از او مینویسم.
مهربانترین خالق بیهمتا
اولین نام، نامی مختص او، نامی که جز او، مصداقی ندارد و جز برای او بهکار نمیرود: الله
تعریف لغویاش میشود: خدای شناخته شده. یک ال تعریف بر سر کلمه آشنای اله آمده است و شدهاست: الله
در عربی میگویند: وقتی ال تعریف بر سر کلمهای میآید، یعنی مخاطب او را میشناسد. البته که ال، فقط ال تعریف نیست. در عربی چندتا ال دیگر هم نام میبرند.
اما دوست دارم این ال، همان ال تعریف باشد.
یعنی همه آدمها او را میشناسند... خوب هم میشناسند. به تمامه میشناسند. و خدا با همین اسم، خودش را معرفی میکند، وقتی با موسای کلیم حرف میزند:
إِنَّنِیٓ أَنَا ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠
من الله هستم! همان که میشناختی، همان که روزهایی صدایش زدی: رَبِّ إِنِّی لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرࣲ فَقِیرࣱ
یا الله
ای خدای شناختهشده
کمکم کن بیشتر باور کنم که هستی، میبینی و حواست هست...
کاش یک روزی خطابم کنی: وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی
استفاده ار مطالب این وبلاگ، به هر شکلی مجاز است و ضرورتی برای ذکر منبع نیست.